|
خبر از آمدن چلچله هاست میهمان سال نو و بهار نوست
باد بازیگوش بادبادک را بادبادک دست کودک را هرطرف می برد کودکی هایم بانخی نازک به دست باد آویزان! *قیصرامین پور*
سلام هفدهم آذر وبلاگ من ۲ساله شد باید اعتراف کنم یکم تو آپ کردن وبم تنبلی میکنم ولی خب مهم نیست مهمه اینه که هنوزم من روزهای پاییزیم رو دارم وخوشحال که این پاییز آروم و عاشقانه با من سپری شد همه ی پاییز ها یه انتظارند برای من !برای رسیدن به کسی که نمیدونم کی میاد! اصلا کسی هست که منو تو پاییز چشم براه خودش گذاشته باشه؟؟؟ به هرحال تولدت مبارک روزهای پاییزی من
قطار می رود تو می روی تمام ایستگاه می رود! ومن چقدر ساده ام ! که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام وهمچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!!! *قیصر امین پور*
دیشب باران قرار با پنجره داشت روبوسی آبدار با پنجره داشت یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد چک چک ُچک چک... چکار با پنجره داشت؟؟؟ * قیصر امین پور*
باز باران، ميكشانيدم به پايين *مجدالدین میرفخرایی*
پاییز!
تسلیم برگ در برابر بادی که می وزد و باغ در سکوت شبی وهمناک آه در زیر نور ماه ماه پریده رنگ بی برگ و بی گیاه مرغان نغمه خوان همگی کوچ کرده اند و بانگ زاغ در تمامی باغ و باغ غرق داغ و باغبان غمزده تسلیم این طبیعت بی رحم کور لال قلبش پر از ملال گل های دست پرور او،اما بر خاک ریختند زین دیولاخ شوم هزاران گریختند دیگر به باغ یک گل شاداب تازه نیست و باغبان گریست *حميد مصدق*
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش * مهدی اخوان ثالث*
خود نمی داند! هر چه باشد رویاست می ماند؟ نه دست هایم نمی رسد که ستاره آرزوی محال را بچینم تنها از این نگاه پدرانه به رویای کودکی خواهم رفت. تنها باید باشی که بدانی آن چه برای من از چیدن ستاره مهم تر است رویای پاک پدرانه است راستش را بخواهی این رویا یک بیداری است ماه هاست به این بیداری عادت دارم مثل شب خاموش و شبیه آرزوی دور افتاده این است راز چشم های من! شاعر :پریچهر مهدیخان
وقتي تو نيستي قیصر امین پور
|
About
Home
|